اثربخشی کارتیمی

مفهوم کار تیمی در حقیقت آنقدر ساده است که اغلب مردم فهم آن را بسیار عادی می پندارند. همین مسئله که آنها با این قرضِ،کار تیمی انجام می دهند مشکل ساز است چرا که انها در اصل کار گروهی انجام می دهند. به طور معمول هر کس تجربه حضور در یک جلسه و ایفای نقش در آن و یا مواجهه با یک گروه جدید از همکاران و انجام کار جمعی را داشته است اما اینها صرفا مثال هایی از گروه های کاری اند.شاید بهترین توصیف از تفاوت بین این دو مفهوم توسط اسمیت و کاتزنباخ بیان شده باشد.آنها نظریه ی خود را با بررسی مفهوم پیچیده ی واژه ی تیم آغاز می کنند: یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می شود که دارای مهارت های تکمیل کننده ی یکدیگر بوده و دارای مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک اند که بر مبنای آنها به هم پیوند می خورند و به یکدیگر تکیه می کنند.”بنا بر نظر اسمیت و کاتزنباخ اعضای تیم به یکدیگر وابسته اند و این بدین معنی است که عدم فعالیت یک عضو از تیم باعث عدم انجام کار تیمی می شود.در واقع کار آنها اثر مقابل بر یکدیگر می گذارد.اما بر عکس،گروه های کاری، گروهی از افراد هستند که با یکدیگر کار می کنند و از راهنمایی یک نفر بهره می برند. سه نتیجه ی کلیدی زیر، راهنمای شناخت تیم خواهند بود«بیش از دو نفر درگیر در کارند» این افراد در مورد آنچه که سعی در رسیدن بدان دارند و نیز دلیل آن،درک روشنی دارند”.آنها می دانند که بدون همکاری، هیچ شانسی برای رسیدن به هدف نخواهند داشت.کاتزنباخ و اسمیت معتقدند:تیم در واقع به یک گروه کاری گفته می شود که تمامی شرایط یک تیم واقعی را داراست و اعضای آن کاملا به شکوفایی و موفقیت یکدیگر متعهد هستند.این تعهد معمولا منجر به رشد تیم می گردد.تیمی که دارای قدرت اجرایی بالا است، مشخصا تمامی کارها را بهتر از تیم های دیگر انجام می دهد و تمام انتظارات منطقی اعضا را برآورده می سازد.آنها اذعان می کند که از این نوع تیم ها نمونه های زیادی وجود ندارد اما به عنوان “الگوهای عالی” برای تیم های واقعی بالقوه مطرح می باشند.آدسو بیان می دارد که تیم هایی که عملکرد بالایی دارند باید دارای ویژگی هایی باشند که آنها را از تیم های معمولی متمایز می سازد.”سطوح بالای ارتباطی، “اطمینان و اعتماد، “خوش بینی، “انتظارات بالا از یکدیگر، “مشارکت همه ی اعضا، “تعهد به اهداف مشترک. اغلب، این عوامل از جمله عواملی احساسی و یا روانشناختی هستند و در قالب دستورالعمل ها و ساختارهای کاری نمی گنجد. این موشکافی از معنای تیم درست ممکن است شبیه آن باشد که برای شکستن یک گردو از چکش بتن کن استفاده کنید. آری، کار تیمی نیز، چون خیلی از جنبه های دیگر زندگانی، عبارت است از خبرگی در رفتارهایی که در عالم نظر ساده و نابغرنج هستند. اما هدایت آن رفتارها در کارهای روزانه بسیار دشوار است.تنها گروهایی در کار تیمی موفق می شوند که بتوانند آن دسته از گرایش ها و  کشش های انسانی را که سبب تباهی تیم ها و اختلال و پریشیدگی آنها می شود مهار کنند (لنچیونی،۱۹۶۵،ترجمه امینی). امروزه «کار تیمی» روز به روز اهمیت بیشتری می یابد و تیم های کاری بیشتری تشکیل می شود. در سازمان های مختلف هنگامی که افراد با یکدیگر بهتر کار می کنند دستاوردها به لحاظ کمی و کیفی بهتر می شود،اما تیم،مجموعه ای از افراد است که هر یک پایه ای از ارکان فعالیت تیمی را به دوش می کشند. وظیفه هر عضو از تیم این است که سهم وظیفه ای خود را در تیم به نحو احسن و اکمل انجام دهد و آن را برای رسیدن به اهداف نهایی خود به پیش برند (نژاد ایرانی،۱۳۸۱).