استراتژی بخش بندی مشتریان بانکداری الکترونیک

یک روش برنامه‌ریزی ریاضی، برای ارزیابی کارایی واحدهای تصمیم‌گیرنده‌ای(DMUs) که چندین ورودی و چندین خروجی دارند. اندازه‌گیری کارایی به دلیل اهمیت آن در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین فرار داشته است. در سال ۱۹۵۷، فارل با استفاه از روشی همانند اندازه‌گیری کارایی در مباحث مهندسی، به اندازه‌گیری کارایی برای واحد تولیدی اقدام کرد. موردی که فارل برای اندازه‌گیری کارایی مد نظر قرار داد، شامل یک ورودی و یک خروجی بود. چارنز، کوپر و رودز دیدگاه فارل را توسه دادند والگویی را ارئه کردند که توانایی اندازه‌گیری کارایی به چندین ورودی و خروجی را داشت.این الگو، تحت عنوان تحلیل پوششی داده‌ها، نام گرفت و اول بار، در رساله دکترای، ادوارد رودز و به راهنمایی کوپر تحت عنوان ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مدارس ملی آمریکا در سال ۱۹۷۶ در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت.(مهرگان۱۳۸۳)

بخش بندی مشتریان بانکداری الکترونیک با استفاده از مدل هیبریدی به منظور دستیابی به کارایی هر واحد تصمیم گیری DMU می باشد که بخش بندی مشتریان در این مدل به منظور سنجش کارایی ورودی ها در مقابل خروجی ها می باشد.

روش تحلیل پوششی داده ها به هر DMU اجازه می دهد اوزانی برای نهاده ها و ستاده ها انتخاب کند که بهترین شناخت ممکن را به دست دهد.هر DMU به  نوبت مورد توجه قرار گرفته و مطلوب ترین وزن ها برای آن انتخاب می شود سپس عملکرد همه واحدهای تصمیم گیری دیگر  بر اساس همین اوزان مورد ارزیابی قرار گیرد.در نتیجه ، مجموعه ای از شاخص ها عملکرد مرتبط با استفاده از مطلوب ترین اوزان واحدهای دیگر حاصل می شود.این روش همه واحدهای تصمیم گیری را که به طور نسبی دارای بهترین عملکرد هستند و آنها را که از عملکرد ضعیف تری برخوردارند شناسایی می کند. (مهرگان،۱۳۸۳)