مدیریت دانش استراتژیک

دانش در دنیای پیشرفته امروز سازمان ها، به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابت اصلی سازمان ها می باشد. بطوریکه می تواند فرصت مناسبی برای سازمانی باشد که به خوبی آن را می شناسد و مدیریت می کند و در عین حال تهدیدی جدی برای سازمانی قلمداد شود که تحولات محیط را نمی شناسد و یا نمی خواهد بشناسد. گستردگی شرکت های نفت و گاز در سطح جهان، وسیع بودن حوزه جغرافیایی شرکت های بهره برداری نفت و گاز، تعدد زیاد کارکنان آن، نوع دانش در صنعت گاز (که در بسیاری موارد مبتنی بر تجربه است) و نقش پررنگ سرمایه دانش در حفظ قانونمندی شرکتها، موجب لزوم توجه به مدیریت دانش و نگاه استراتژیک در این سازمان می گردد. انباشت دانشی که در یک سازمان به جهت تجربیات اجرای پروژه های متعدد، وجود نیروهای باتجربه و متخصص در موضوعات کاری مورد نیاز بوجود می آید (تولیددانش) قابل جایگزین با هیچ پارامتر دیگری نیست (اسکندرخیری، ۱۳۸۶).  

تعریف ساده از مدیریت دانش عبارت است از: برانگیختن افراد به تسهیم دانش خود با دیگران. تعریف جامع و قابل قبول تری از مدیریت دانش توسط پت ریش ارائه شده است که عبارت است از: مدیریت دانش، کسب دانش درست، برای افراد مناسب، در زمان صحیح و مکان مناسب است، به گونه ای که آنان بتوانند برای دست یابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانش ببرند (مرکز کیفیت و بهر ه وری آمریکا ۱۹۹۶ ). استقرار مدیریت دانش استراتژیک رکن مهمی در مدیریت دانش بوده که توسط محققان مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است . در مقایسه ای که میان الگوهای مختلف انجام شده، جنبه های هفت گانه ای شناسایی شده است که هر الگو به برخی از این جنبه ها اشاره کرده و برخی دیگر را مورد توجه قرار نداده است. این جنبه ها عبارتند از : تعیین هدف های دانش، شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، نگهداری دانش، تسهیم و استفاده از دا نش و ارزیابی دانش.  اگر چه الگوهای پیشنهادی برای پیاده سازی مدیریت دانش برخی از جنبه ها را پوشش داد ه اند، با این وجود تا کنون مدل پیاده سازی مدیریت دانشی که همه این جنبه ها را در بر داشته باشد، پیشنهاد نشده است (زعفریان و همکاران، ۱۳۸۷). مدیریت دانش، راهبردها و فرآیندهایی هستند که قادرند تولید و جریان دانش را به منظور ایجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتریان و کاربران در کل سازمان به وجود آورند. مدیریت دانش، فرایند گسترده ای است که امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و استفاده صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی سازمان را مورد توجه قرار می دهد و طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش وسرمایه فکری خود می پردازد (میثم نوروزیان، ۱۳۸۵).